برای هر چه دلم خواست
چه بگویم.چه گونه بگویم اما..........
حدود دو روزاست که یک بلبلی اینجا روی درخت زیتون سمت چپی حیاط نشسته و یک دم می خونه...حتی الان! نمی دونم چرا؟؟... و از طرف صدای مرغ حق با نوای ش می آویزه و البته این بارون ریز ریز که من شیفته اش هستم...می دونی گاهی باید دیوانگی کرد(می نویسم دیوانگی تا هر عملی را در بر بگیرد ) البته آنقدر عاقل باشی که پشیمان نشوی...زده است به سرم و شاید تاثیر سیزیف-کاموست یا مفیستوفلس-فاوست.... یک جمله از فاوست-گوته :آدمی دمدی است، و زمان در تغییر.
نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1387ساعت
01:28 AM توسط فردان نظرات (10)|
| Design By : Night Skin |
